امار و اطلاعات

    کل بازدید:
    بازدید امروز :
    بازدید دیروز :
    بازدید این ماه :
    بازدید ماه قبل :
    تعداد نویسندگان :
    تعداد کل پست ها :
    آخرین بازدید :
    آخرین بروز رسانی :
 
No Image
عید مبعث مبارک پیوند ثابت
بلغ اعلی به کمال تو
کشف الدجا به جمال تو
به تمام جمله خصال تو
صلوات بر تو و آل تو

مبعث پیامبر اکرم (صلی الله و علیه  و آله) مبارک باد

نظرات() | برشته شده توسط: محسن شاكری | پنجشنبه 9 تیر 1390 | ادامه مطلب...

 
وقتی من خبر نگارمی شوم پیوند ثابت

سلام

آقای رائفی پور استاد بزگوار در استان ما چند روزی مهمان بودند تا ما هم بهره ای از وجود ایشان ببریم

خلاصه یه وقت مصاحبه هم گرفتیم که به مزاقمان خوش آمد شاید بعد بزارم برای دانلود جالب بود و جوانی استاد لذت مصاحبه وشنیدن حرف

های ایشان رو بیشتر می کنه ان شاء الله موفق و موید باشنددر هر کجا که هستند

اتفاقاتی افتاده که الان خیلی برای نوشتن وقت ندارم

فقط اینکه در این بین یک بیت شعر را یادم آمد که می نویسم

دوست دارد یار این آشفتگی کوشش بیهوده به از خفتگی

اندر این ره می تلاش و می تلاش تا دم رفتن دمی غافل مباش

یا علی

 

نظرات() | برشته شده توسط: محسن شاكری | چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 | ادامه مطلب...

 
روضه ای برای دل پیوند ثابت

این نوشته با اجازه از آقای داوود آبادی (ان شاء الله) برداشته شده است

بسیار اشكی است و...

راستی شهید برونسی  یعنی اوستا عبدالحسین با تمام دل و صمیمیت در ایام فاطمیه از زاویه ای دیگر خود نمایی كرد و نشان داد بازی اوست كه افتخار ایام الله همه سالهای ایران و فجر مقدس او و دوستان او یند

آن که فهمید:
راننده‏ی آژانس بود. سن و سالش حدود 50 رو نشان مى‏داد. شاید هم بیشتر. همین که دهان باز کرد و گفت:
- ببخشید آقا کجا تشریف مى‏برید؟
فهمیدم. با آن لهجه‏ی غلیظی که داشت، راحت مى‏شد فهمید. بى‏مقدمه پرسیدم: "ببخشید آقا، شما ارمنی هستید؟"
که اونم راحت و خون سرد گفت: "بله. چطور مگه؟"
- هیچی همین جوری. حتما بچه‏ی شیرمردی؟
برگشت نگاهی با لبخند انداخت و گفت: "از کجا فهمیدی؟"
- خب ارامنه یا توی مجیدیه زندگی مى‏کنند یا خیابون شیرمرد.
- نه خب جاهای دیگه هم هستند.
- ولی شما اهل شیرمردی.
- خود شیرمرد که نه. خیابون پدرثانی مى‏شینیم.
دیگه صحبت مون گل انداخت.
اصلا من درباره‏ی دینش چیزی نپرسیدم. خودش شروع کرد. گفت:
- من از دین شما مسلمونا، عاشق دو تا امام تون هستم.
خیلی برام جالب بود. یه ارمنی عاشق دو تا از امامای ما بود. اصلا اجازه نداد بپرسم کدام؟ ادامه داد:

- قبل از انقلاب توی یه پادگان اطراف مشهد سرباز بودم. اونایی که با هم خدمت مى‏کردیم، یه ارادت خاصی نسبت به امام رضا داشتند. یه شب یکی از سربازا حالش خیلی خراب شد. دکتر پادگان که فقط بلد بود آمپول بزنه، گفت که این تا صبح دووم نمى‏یاره. وسیله و امکاناتی هم که اون رو ببریم شهر نبود. بیچاره داشت بال بال مى‏زد. رفیقاش بالا سرش نشسته بودند زار زار گریه مى‏کردند. یه دفعه همشون با هم داد زدند یا امام رضا، شما غریبی، اینم این جا غریبه، خودت این جوون رو به مادرش ببخش ...
خب من ارمنی هستم. به امام رضا احترام مى‏ذاشتم ولی اون اعتقادی که اونا داشتند، نداشتم. گرفتم خوابیدم. ولی اونا شروع کردند به دعا و راز و نیاز. هوا هنوز روشن نشده بود. صبح نشده بود که  با سروصدای اونا از خواب پریدم. اصلا باورم نمى‏شد. اون که گفتن مردنى‏یه، از همه سرحال تر بود. شنگول شنگول. از اون روز به بعد هر وقت مى‏رم مشهد مى‏گم آقا دمت گرم.

- خب اون یکی دیگه امام کدومه؟
- این رو که دیگه باید خودت بدونی. امام حسین. خودم و خونوادم عاشقشیم. من خونه‏مون نزدیک "مسجد الرضا" توی خیابون پدرثانى‏ یه. ماه محرم که مى‏شه، همه‏مون مشکی مى‏پوشیم برای آقا. شاید باور نکنی، برو از رفیقای خودت توی همون مسجد بپرس "وارطان" کیه؟ ماه محرم، من پای سماور مسجد هستم. چایی مى‏دم دست عزادارا. اگه یه شب شام هیئت نبرم خونه، زن و بچه‏ام مى‏ریزند دم مسجد که ما امشب شام آقا رو نخوردیم ...
بغض گلوم رو گرفته بود. این کی بود و ما ...


نظرات() | برشته شده توسط: محسن شاكری | چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390 | ادامه مطلب...

 
با این همه نشان پیوند ثابت
با این همه نشانه برای آمدنت

برای  آمدنت دیر است

من را بكشی  یا نه مهم نیستم

غم فراق تو را چكنم   دلم می سوزد كه عمری گذشت و تو را

می خواندم و باز دشمنی می كردم  تو را كه نه خود را

حالا این من رو سیاه و این توی غائب از نظر

و در این میان دلی كه درد دارد...

نظرات() | برشته شده توسط: محسن شاكری | سه شنبه 30 فروردین 1390 | ادامه مطلب...

 
3 2 یك شروع پیوند ثابت
بسم الله

فكر می كنم باید شروع می شدم

فكر می كنم جایی برای بودن من هم این جا خالیست

درست بنویسم جای من خالیست و باید این جا درست

از همین جا

شروع كنم


پس بنام آنكه جانم در دستان اوست

جانم را فدای آرمانهایم و افكارم می كنم

و با تمام توان می ایستم.

یا علی

نظرات() | برشته شده توسط: محسن شاكری | یکشنبه 28 فروردین 1390 | ادامه مطلب...

 
صفحات دیگر
 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
No Image No Image
آهنگ